دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود
دلها همه آماده ی پرواز شود

با بوی محرم الحرام تو حسین
ایام عزا و غصه آغاز شود


سلام برحسین (ع)
.....و باز عاشورای دیگر رسید و دلهای ماتم زده در مظلومیت حسین (ع) و یاران غرق در عزا و ماتم شد ، ......................و این غم واندوه وقتی مرا با خود به سفری سی و اندی سال پیش میبرد دلم بد جوری میگیرد . وای خدای من چه عشق و حالی بود ، چه شور و غوغایی بود در مسجد ترک آباد ..... یاد برادران عباسی ، یاد مشدی عمرانها ، یاد اوستا هلالها ، یاد تبرکها ، ناصری ها ، منافی ها ،یزدان پرستها،نقیب زاده و یاد همه و همه و همه عزیزانی که هستند و نیستند بخیر .
یاد مسجد پایین، یاد دایره عظیم «شاقسی واقسي هایمان با میانداری منافی و انور اصلانی » یاد تمام عزیزانی که در قید حیاتند (که انشالله سالهای سال خواهند بود ) و یاد تمام عزیزانی که به پای ما صبر نکردن و رفتن ......یاد مشدی سلیمانها , یاد اسکندر قضاییها ، یاد علی رحیمی و همسر بزرگوارش ، یاد زمانيها ،یاد شمس ، یاد زلفی ها ، یاد انصاریها ، یاد مشدی عباد ، یاد عیوض پورها ، یاد طهماسپور ها ، یادتقوی ها،یاد محبوب دلمان، یاد فاتحها ،یاد سنجریها ، یاد احمدیه ها ،یاد یزدانمان ، یاد مختاریها ،یاد عمویم ،یاد اباذری ها،یاد دایی اسرافیل و خلیلی ها ، یاد جعفریها و سید خانمها ، یاد سمتیها ، یاد معینی ها، یاد عطارها ، یاد گلوییها ،یاد کرمی ها ،یاد جلالی ،یاد حلیمی ،یاد رجبیانها،یاد زحمتکشها ،یاد مرادیها ،یادکتونی ها ، یاد نوریها ، یاد کنعانیها،یاد دوستیها،یاد اشرفیها،یاد رشیدی، اسلامی پور، دانشمندی، یغمایی و......و یاد تمام معلمینمان ،یاد میراب زاده ، یاد سالکی ، یاد حکم اللهی ها ، یاد خبره ها ، یاد شمس الدینی ها،یاد خانزاده ها،یاد کاظمی ها، یاد توحیدیها، یاد امینی ها، یاد اسدیها یاد مهندس درویشها ، یاد مهندس دهستانی ها و ...............................................................

یاد خانواده بزرگ ترک آباد ، خسرومهر ، آهنشهر و « یاد مسجد گاباقیدی آغیر گل ، یاد آغلاما باجیم سكینه ، یاد میانداری صفر عباسی ، نوحه های منافی ، اسدی ،سمتی ، یاد زنجیر زنی انور اصلانی » 
و یاد ................تمام چیزهایی و کسانی که الان فقط یادشان در ذهنهایمان مانده و نمانده گرامی باد
خداوندا ما را از عزاداران راستین امام قرار ده و بر روح تمام عزیزانی که عزادار حسین بودن رحمت برسان و بر عمر آنان که در قید حیات هستند عزت وسلامتی عنایت فرما

عباس اوليايي

نوشته شده توسط سایت آهنشهر در ساعت 11:15 | لینک  | 

تقدیم به یوسف صادقی عزیز 

بشیر 

نوشته شده توسط سایت آهنشهر در ساعت 14:11 | لینک  | 

دوست عزیز و گرامی آقای یوسف صادقی

 تولد زیباترین هدیه خدا که مقارن با اذان صبح امروز  مانند سروشی روح بخش به زندگی تان نور امید دمیده را تبریک عرض نموده و آرزومندیم قدمهای کوچکش برایتان پر از خیر و برکت باشد. باران صادقی عزیز تولدت مبارک


 وخداوند لبخند زد ...

 ....باران آمد

 باران باخودسبزي وطراوت آورد

 امشب ترنم باران خواب راازچشمان يوسف صادقي خواهد ربود

 امشب يوسف صادقي باران رادرآغوش خواهد كشيد ودرگوشش لالايي خواهد خواند

...دختر لبخند خدا ست

                                                  تولدت مبارك باران صادقي

                                                    به دنيا خوش آمدي        

 رضا جعفرزاده

نوشته شده توسط سایت آهنشهر در ساعت 21:11 | لینک  | 

دوستان گرانقدر سلام 

یاد جمعه های فوتبالی آهن شهریان مقیم تهران بخیر حداقل دلمون به این خوش بود که هفته ای یک بار دوستان را می بینیم و از حال و روز همدیگر با خبر میشیم و یک دست هم فوتبال یا والیبال می زنیم یک گپ و گفتگوی صمیمی رو تجربه می کنیم . جناب آقای صادقی دوست عزیزمون بار دیگر بر امکان هماهنگی مجدد برای سالن فوتسال اعلام آمادگی کردند . از شما خواهشمندیم در صورت تمایل به برقراری مجدد این برنامه اعلام فرمایید . 

 

نوشته شده توسط سایت آهنشهر در ساعت 12:59 | لینک  | 

دلم برای پاکی دفتر نقاشی و گم شدن در آن خورشید همیشه خندان، آسمان همیشه آبی، زمین همیشه سبز و کوه های همیشه قهوه ای ...
دلم برای خط کشی کنار دفتر مشق با خودکار مشکی و قرمز، برای پاک‌کن های جوهری و تراش های فلزی، برای گونیا و نقاله و پرگار و جامدادی ...
دلم برای تخته پاک‌کن و گچ های رنگی کنار تخته ،برای اولین زنگ مدرسه، برای واکسن اول دبستان ، برای سر صف ایستادن ها ، برای قرآن های اول صبح و خواندن سرود ایران اول هفته ...
دلم برای مبصر شدن، برای خوبها و بدها ، دلم برای ضربدر و ستاره ...
دلم برای ترس از سوال معلم، کارت صد آفرین ، بیست داخل دفتر با خودکار قرمز و جا کتابی زیر میزها، جا نگذاشتن کتاب و دفتر... 
دلم برای لیوان‌های آبی که فلوت داشت ...
دلم برای زنگ تفریح، برای عمو زنجیر باف بازی کردن ها، برای لی‌لی کردن ...
دلم برای دعا کردن برای نیامدن معلم، برای اردو رفتن ، برای تمرین های حل نکرده و اضطراب آن ...
دلم برای روزنامه دیواری درست کردن برای تزئین کلاس ، برای دوستی هایی که قد عرض حیاط مدرسه بود، برای خنده های معلم و عصبانیتش برای کارنامه ، نمره انضباط، برای مهر قبول خرداد ...
دلم برای خودم، دلم برای دغدغه و آرزو هایم، دلم برای صمیمیت سیال کودکی ام تنگ شده ...
نمی دانم کدام روز در پشت کدام حصار بلند، کودکی ام را جا گذاشتم کسی آن سوی حصار نیست کودکی ام را دوباره به طرفم پرتاب کند؟
صمیمانه ترین تبریکات خود را بابت شروع سال تحصیلی جدید خدمت تمام دانش آموزان ابراز نموده واز خداوند برای معلمین بزرگوار و صحت وسلامتی وبرای تمام دانش آموزان موفقیت وبهروزی آرزومندیم.
ضمناً مطلع شدیم دانش آموز کوشا وشایسته سرکا خانم مهسا اولیایی فرزند بزرگوار دوست عزیزمان عباس اولیایی با کسب رتبه 581 کنکور سراسری در رشته مهندسی مواد دانشکاه شریف پذیرفته شده اند .
کسب این موفقیت غرور آفرین را خدمت خانواده محترم اولیایی ، مهسا خانم و تمام آهنشهریها تبریک عرض مینماییم.

نوشته شده توسط سایت آهنشهر در ساعت 12:32 | لینک  | 

سلام وعرض ادب به تمامی دوستان ،همکلاسان و همراهان آهنشهری
در هفته دفاع مقدس هستیم یاد تمامی شهدا خصوصا شهیدان بزرگوار آهن شهر آقایان : یزدان احمدیه - ابوطالب احمدیه - رامین حکم اللهی - محمد رضامختاری - رضا عيوضپور - حسين سنجري و مهرداد فاتح را گرامی می داریم.
خاطرات بسیار جذاب و به یاد ماندنی از تشکیل و وجود پایگاه مقاومت در آهنشهر در مسجد قدیم (پایین) هست که جا دارد هر کدام از دوستان که خاطره ای دارند ارسال کنند تا یادی از گذشته ها کنیم و هم تجدید خاطره ای از آن زمان بشود . 
یکی از خاطرهای من این است که شب ، وقت خواب ، هرکس یک پتو بر می داشت و گوشه ای می خوابید و بعضی ها وسط های شب با نخ انگشت های پای چند تا از بچه ها را به هم می بستند و وقتی یکی از خواب پا می شد دیگران نیز به همین خاطر از خواب بیدار می شدند.

عليرضا آخوندي

نوشته شده توسط سایت آهنشهر در ساعت 8:22 | لینک  | 

با اجازه تون ميخوام يك خاطره از آقا فرخ براتون بگم كه خواندنش خالی از لطف نیست . آقا فرخ ما همانطوری كه مي دونيد ریز نقش بود ولی فکرش خوب کار می کرد . یک روز اومـد و به من که بعضی وقتا سر به سرش می ذاشتم پیشنهادی داد که کمی تعجب آور بود . من و فرخ جان بعضی وقتا با هم شوخی می کردیم و به هم مثلا مشت می زدیم همیشه هم اگر یکی می زدم اونم باید یک مشت به من بزنه تا بی حساب بشیم اونروز پیشنهاد زدن مشت از طرف من بدون جبران مشت از طرف فرخ جان کمی مشکوک میزد خلاصه سرتونو درد اوردم خدا به ما رحم کرد که به فرخ جان شک کردیم و این پیشنهاد را رد کردیم . چون وقتـی پیراهنشـو بالا زدم با کمال ناباوری دیدم آقاي گلوئی بزرگ و عزيز زحمت کشیده قفـل درب یکی از اطاقهاشـون رو که خراب شده بود را خودشون بجهت زودتر تعمیر شدن باز و به آقا فرخ گل ما بجهت رساندن به آقای مرادی ، پدر دوست عزیزم سعید آقای مرادی که اون موقع مسئولیت تعمیرات قفل درب ها را داشتند رسانده تا تعمیر شود آقا فرخ گل ما هم آن را زیر پیراهنشون پنهان کرده بودند حالا حساب کنیـد اگر من به حرف فرخ جون گوش داده بودم کارم به کجا میکشید قضاوت با شما عزیزان

نادر صراف

نوشته شده توسط سایت آهنشهر در ساعت 10:1 | لینک  | 

دقایقی پیش خبردار شدیم آقای امین جلالی فرزند آقا کاظم جلالی موفق به کسب رتبه 392 کنکور شده اند که خدمت خانواده محترم جلالی تبریک عرض می نماییم و برای آقا امین هم موفقیتهای بیشتری در اینده آرزومندیم .

از شنیدن اخبار خوب موفقیت فرزندان آهن شهر بسیار شادمانیم . منتظر دریافت خبرهای خوب دیگر از جامعه بزرگ آهن شهریان هستیم 

 

نوشته شده توسط سایت آهنشهر در ساعت 22:9 | لینک  | 

بسیار خرسندیم دو خبر خوب را خدمتتان اطلاع رسانی نماییم .

با خبر شدیم روز گذشته جشن ازدواج خانم مینا تقوی فرزند زنده یاد محبوب تقوی بوده است . خدمت خانواده های محترم عروس و داماد و به زوج جوان تبریک عرض می نماییم و برایشان آرزوی خوشبختی و بهروزی داریم 

خبر دوم کسب رتبه ای بسیار خوب توسط مهسا اولیایی فرزند دوست گرانقدرمان عباس اولیایی در کنکور است . ضمن تبریک به مهسا خانم و خانواده محترم ایشان برای او آرزوی موفقیت های بیشتر را داریم و منتظر شنیدن خبر قبولی در رشته مورد علاقه اش هستیم . 

منتظر شنیدن اخبار موفقیتهای شما و فرزندانتان هستیم . 

نوشته شده توسط سایت آهنشهر در ساعت 13:38 | لینک  | 

در سالهاي گذشته در آهن شهر زمين چمن زيبايي در كنار باشگاه و ضلع جنوبي فروشگاه فعلي وجود داشت كه بهش چمن پايين مي گفتيم . اينجا بروبچه ها جمع ميشدند . فوتبال بازي مي كردن ، شبهاي ماه رمضون وقتي مسجد كنار مخابرات بود جايي براي نشستن و گپ و گفتگو بود و يادش بخير

دوستان در اين پست ازتون مي خواهيم اگر خاطره اي از آنجا داريد برامون بنويسيد از بقيه دوستان و آشنايان هم بپرسيد و برامون بفرستيد .  اين عكس زيبا هم كه بگونه اي يادآور آن روزهاست تقديم به شما . 

 

نوشته شده توسط سایت آهنشهر در ساعت 18:57 | لینک  |